جمعه 6 شهریور 1405 اتفاقی برام افتاد که تا یک قدمی مرگ رسیدم،
از ستون فقرات تا از دست رفتن کارایی دستام،
اتفاقی که اصلا نفهمیدم چی شد و وقتی به هوش اومدم متوجه شدم که نمیتونم تکون بخورم،
یک تغییر و ضربه بزرگ تو زندگیم خورد،
معنی مرگ رو حس کردم و فهمیدم عمر آدم چقدر بی ارزش هست،
این روزها که دارم استراحت میکنم خیلی فکر میکنم که واقعا معنی زندگی چیه!! این اتفاقی که برای من افتاد که تا یک قدمی مرگ رسیدم خیلی ذهنیت من رو تغییر داده واقعا
جمعه 6 شهریور 1405 اتفاقی برام افتاد که تا یک قدمی مرگ رسیدم، از ستون فقرات تا از دست رفتن کارایی دستام، اتفاقی که اصلا نفهمیدم چی شد و وقتی به هوش اومدم متوجه شدم که نمیتونم تکون بخورم، یک تغییر و ضربه بزرگ تو زندگیم خورد، معنی مرگ رو حس کردم و فهمیدم عمر آدم چقدر بی ارزش هست، این روزها که دارم استراحت میکنم خیلی فکر میکنم که واقعا معنی زندگی چیه!! این اتفاقی که برای من افتاد که تا یک قدمی مرگ رسیدم خیلی ذهنیت من رو تغییر داده واقعا
.
.
6
11 1 692 0
هدایای ارسالی

برای حمایت از این پست،هدیه بفرستید

300000
100000
50000
20000
10000
8000
6000
5000
1000
2000
3000
4000
200
500
600
800
Balance: 0دریک
X1
X5
X9
X15
X20
X50
ارسال