دوستت دارم
و هراسانم دقایقی بگذرند
که بر حریر دستانت دست نکشم
و چون کبوتری بر گنبدت ننشینم
و در مهتاب شناور نشوم
سخنت شعر است
خاموشیت شعر
و عشقت آذرخشی میان رگ‌هایم
چونان سرنوشت
دوستت دارم و هراسانم دقایقی بگذرند که بر حریر دستانت دست نکشم و چون کبوتری بر گنبدت ننشینم و در مهتاب شناور نشوم سخنت شعر است خاموشیت شعر و عشقت آذرخشی میان رگ‌هایم چونان سرنوشت
.
.
.
23
1 0 11K 0
هدایای ارسالی

برای حمایت از این پست،هدیه بفرستید

300000
100000
50000
20000
10000
8000
6000
5000
1000
2000
3000
4000
200
500
600
800
Balance: 0دریک
X1
X5
X9
X15
X20
X50
ارسال