شب اگر تنهایِ تنها با غمت سر می‌کنم
خستگی را با خیالِ بودنت دَر می‌کنم

می‌روم در کنجِ خلوت می‌نشینم با قلم
واژه‌ها را در رکابِ عشق پَرپَر می‌کنم

بی‌خدایم کرده‌ای با رفتنت، حالا تو را
در خیالم گاه با کافر برابر می‌کنم

مثلِ آن دیوانه‌ای که در خیابان‌ها رهاست
هر که می‌گوید نرفتی زود باور می‌کنم

بس‌که هر دم ناله کردم دیگران شاکی شدند
گوشِ این نامردمان راعاقبت کَر می‌کنم

لِه شدم در زیر بایدهای سختت، زندگی
بعد از این قلبِ زلالم را مکدّر می‌کنم

ظاهراً بی‌خانِمانم کرده این سیلابِ عشق
خنده را با سیلِ چشمم در گلو تر می‌کنم
شب اگر تنهایِ تنها با غمت سر می‌کنم خستگی را با خیالِ بودنت دَر می‌کنم می‌روم در کنجِ خلوت می‌نشینم با قلم واژه‌ها را در رکابِ عشق پَرپَر می‌کنم بی‌خدایم کرده‌ای با رفتنت، حالا تو را در خیالم گاه با کافر برابر می‌کنم مثلِ آن دیوانه‌ای که در خیابان‌ها رهاست هر که می‌گوید نرفتی زود باور می‌کنم بس‌که هر دم ناله کردم دیگران شاکی شدند گوشِ این نامردمان راعاقبت کَر می‌کنم لِه شدم در زیر بایدهای سختت، زندگی بعد از این قلبِ زلالم را مکدّر می‌کنم ظاهراً بی‌خانِمانم کرده این سیلابِ عشق خنده را با سیلِ چشمم در گلو تر می‌کنم
.
.
16
3 0 4K 0
هدایای ارسالی

برای حمایت از این پست،هدیه بفرستید

300000
100000
50000
20000
10000
8000
6000
5000
1000
2000
3000
4000
200
500
600
800
موجودی: 0دریک
X1
X5
X9
X15
X20
X50
ارسال