کسی در شهر ما ، اشک شقایق را نمی فهمد
صدای آی آدمهای عاشق را نمی فهمد
میان های و هوی کوچه های قرن دلتنگی
الفبای سکوت پشت هق هق را نمی فهمد
کسی معنای هذیان های باران خورده ی ما را
و طعم حسرت و آیینه ی دق را نمی فهمد
و رنج یک قناری از غروب ساقه هایی که
شده تسلیم باد ناموافق را نمی فهمد
و جای ضربه ی شلاق طوفان ستم پیشه
که مانده بر تن رنجور قایق را نمی فهمد
کسی جاپای اشک کوچه را در سرفه ی کشدار
و تکرار تپش های دقایق را نمی فهمد
کسی که در خیال یاس من ، اندوه پاشیده
شکوه اشک سرشار از حقایق را نمی فهمد
سرود محو قو ، پیچیده در خاموشی مهتاب
کسی تنهایی این قوی عاشق را نمی فهمد..
═══💞🎧📖💞═══
Hamid💥💎👑💥
صدای آی آدمهای عاشق را نمی فهمد
میان های و هوی کوچه های قرن دلتنگی
الفبای سکوت پشت هق هق را نمی فهمد
کسی معنای هذیان های باران خورده ی ما را
و طعم حسرت و آیینه ی دق را نمی فهمد
و رنج یک قناری از غروب ساقه هایی که
شده تسلیم باد ناموافق را نمی فهمد
و جای ضربه ی شلاق طوفان ستم پیشه
که مانده بر تن رنجور قایق را نمی فهمد
کسی جاپای اشک کوچه را در سرفه ی کشدار
و تکرار تپش های دقایق را نمی فهمد
کسی که در خیال یاس من ، اندوه پاشیده
شکوه اشک سرشار از حقایق را نمی فهمد
سرود محو قو ، پیچیده در خاموشی مهتاب
کسی تنهایی این قوی عاشق را نمی فهمد..
═══💞🎧📖💞═══
Hamid💥💎👑💥
کسی در شهر ما ، اشک شقایق را نمی فهمد
صدای آی آدمهای عاشق را نمی فهمد
میان های و هوی کوچه های قرن دلتنگی
الفبای سکوت پشت هق هق را نمی فهمد
کسی معنای هذیان های باران خورده ی ما را
و طعم حسرت و آیینه ی دق را نمی فهمد
و رنج یک قناری از غروب ساقه هایی که
شده تسلیم باد ناموافق را نمی فهمد
و جای ضربه ی شلاق طوفان ستم پیشه
که مانده بر تن رنجور قایق را نمی فهمد
کسی جاپای اشک کوچه را در سرفه ی کشدار
و تکرار تپش های دقایق را نمی فهمد
کسی که در خیال یاس من ، اندوه پاشیده
شکوه اشک سرشار از حقایق را نمی فهمد
سرود محو قو ، پیچیده در خاموشی مهتاب
کسی تنهایی این قوی عاشق را نمی فهمد..
═══💞🎧📖💞═══
Hamid💥💎👑💥