خدا کُند که به سوگندِ مُرده برگردی
به چشمِ عاشقِ هرچند مُرده، برگردی
اگرچه مردهام اما بیا به دیدارم
که مثل روح، به لبخندِ مُرده برگردی
میانِ ساقهی مغزم تو خونِ تازه شوی
شبیهِ آب، به آوندِ مُرده برگردی
خزان رسیده به قلبم، بیا جوانه بزن
که با بهار، به پیوندِ مُرده برگردی
تو بالِ سبز رهایی، که مثلِ هرچه نفَس
به این پرندهی دربندِ مُرده برگردی
سلاحِ این زنِ غمگین، بهغیر گریه نبود
خدا کُنَد که به ترفندِ مُرده اینو بخاطر جاویدنام داداشم
به چشمِ عاشقِ هرچند مُرده، برگردی
اگرچه مردهام اما بیا به دیدارم
که مثل روح، به لبخندِ مُرده برگردی
میانِ ساقهی مغزم تو خونِ تازه شوی
شبیهِ آب، به آوندِ مُرده برگردی
خزان رسیده به قلبم، بیا جوانه بزن
که با بهار، به پیوندِ مُرده برگردی
تو بالِ سبز رهایی، که مثلِ هرچه نفَس
به این پرندهی دربندِ مُرده برگردی
سلاحِ این زنِ غمگین، بهغیر گریه نبود
خدا کُنَد که به ترفندِ مُرده اینو بخاطر جاویدنام داداشم
خدا کُند که به سوگندِ مُرده برگردی
به چشمِ عاشقِ هرچند مُرده، برگردی
اگرچه مردهام اما بیا به دیدارم
که مثل روح، به لبخندِ مُرده برگردی
میانِ ساقهی مغزم تو خونِ تازه شوی
شبیهِ آب، به آوندِ مُرده برگردی
خزان رسیده به قلبم، بیا جوانه بزن
که با بهار، به پیوندِ مُرده برگردی
تو بالِ سبز رهایی، که مثلِ هرچه نفَس
به این پرندهی دربندِ مُرده برگردی
سلاحِ این زنِ غمگین، بهغیر گریه نبود
خدا کُنَد که به ترفندِ مُرده اینو بخاطر جاویدنام داداشم