دوستت دارم
و هراسانم دقایقی بگذرند
که بر حریر دستانت دست نکشم
و چون کبوتری بر گنبدت ننشینم
و در مهتاب شناور نشوم
سخنت شعر است
خاموشیت شعر
و عشقت آذرخشی میان رگهایم
چونان سرنوشت
-
خانه
- کاوش
-
آژانس ها
-
ویدیو کوتاه
بارگذاری
لطفا وارد شوید، برای لایک کردن، اشتراک گذاری و نظر در مورد این!